|
الهی چنان کن سرانجام کار .................... تو خشنود باشی و ما رستگار
|
زندگینامه
دکتر مظاهر مصفا فرزند اسماعیل مصفا در سال ۱۳۱۱ در اراک در خانوادهای با فرهنگ از اهالی تفرش به دنیا آمد. دوران تحصیلات اولیهٰ خود را در مدرسه حکیم نظامی قم سپری کرد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا اخذ درجه دکتری از دانشگاه تهران ادامه داد. همزمان با ادامه تحصیل به استخدام آموزش و پرورش درآمد و مدتی هم رئیس فرهنگ قم بود و چندی هم ریاست مدرسه عالی قضایی قم را به عهده داشت.
برادر بزرگتر وی دکتر ابوالفضل مصفا و خواهر وی خانم دکتر مصفا ( مادر فؤاد حجازی آهنگساز معروف ) از استادان زبان و ادبیات فارسی هستند.
او در جوانی با دکتر امیربانو کریمی (استاد ادبیات دانشگاه تهران) دختر امیری فیروزکوهی (شاعر معروف معاصر) ازدواج کرد و از وی صاحب فرزندانی شد که از آن جملهاند: علی مصفا ( بازیگر سینما و تلویزیون و همسر لیلا حاتمی ) ، کیمیا مصفا ( عروس دکتر سید جعفر شهیدی ) ، گلزار مصفا و امیر اسماعیل مصفا دارای مدرک دکتری فیزیک
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جایگاه شاعری
دکتر مظاهر مصفا یکی از قصیدهسرایان ایرانی بعد از ملک الشعرای بهار (محمدتقی بهار) است. وی در کشورهای افغانستان و هند و دیگر کشورهای فارسی زبان نیز دارای شهرت است. قصیدهٰ هیچ او یکی از شعرهای اوست که دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب «چشمهٰ روشن» به بررسی آن پرداخته و پروفسور صلاح الصاوی (شاعر و سخن سنج مصری) در کتاب «العدمیه فی شعر» آن را ترجمه ، نقد و بررسی کردهاست.(ترجمهٔ این کتاب مدتی است انجام شده ولی منتشر نگشتهاست.) تا کنون چند مجموعه شعر از او به چاپ رسیده که از آن جملهاست: «ده فریاد» و «سی سخن».
دکتر مظاهر مصفا همچنین در عرصهٰ تحقیقات ادبی از جمله در حوزه سعدیشناسی فعالیت میکند.
------------------------------------------------------------------------------
آثار
۱ـ پاسداران سخن (چکامه سرایان) مجموعه اشعار از رودکی تا عصر حاضر است)
۲ ـ توفان خشم (چهل چکامه)
۳ ـ ده فریاد(مجموعه شعر)
۴ ـ سپید نامه(مجموعه شعر)
۵ ـ سی پاره (مجموعه شعر)
۶ ـ سی سخن(مجموعه شعر)
۷ ـ شبهای شیراز
۹ ـ قند پارسی
۱۰ ـ نسیم
۱۱ ـ تصحیح دیوان ابوتراب فرقتی کاشانی
۱۲- تصحیح مجمع الفصحاء(در چندین جلد)
۱۳- تصحیح دیوان نزاری قهستانی
۱۴- تصحیح دیوان سنایی
۱۵- تصحیح کلیات سعدی
۱۶- تصحیح جوامع الحکایات عوفی(در چندین جلد)
دهها اثر دیگر.
-------------------------------------------------------------------------------
اشعار
برخی از مطالع اشعار او به شرح ذیل است:
| مردی ز شهر هرگزم از روزگار هیچ | جان از نتاج هرگز و تن از تبار هیچ | |
| من آمدهام به بوی علی، به سوی علی، به کوی علی | رخ ازهمه سوی تافتهام، شتافتهام به سوی علی | |
| دردا که آفتاب مروت به خون نشست | فریاد ای فتی که فتوت به خون نشست | |
| دوشینه به میخانه شدم از تو چه پنهان | مست از دو سه پیمانه شدم از تو چه پنهان | |
| تلخ است روزگار من و روزگار تلخ | امسال ما گذشت چو پیرار و پار تلخ | |
| ز پا فتادهای ای نخل سایه گستر من | به خون نشستهای ای آفتاب کشور من | |
| آن دست که بنوشت هجای تو شکستم | آن خامه که بنگاشت جفای تو شکستم |
برای فردوسی پاکزاد که همه وامدار او هستیم

<< هنر برتر از گوهر آمد پدید >>
جهانی هنرمند چون تو ندید
هنر نزد تو دست بر سینه است
شگفتا خدا چون تو را آفرید
به گفتار و پندار و کردار نیک
تویی برترین ای همای سعید
نخواهم گهر چون هنر عشق توست
<< هنر برتر از گوهر آمد پدید >>

سرگذشت اجمالی دکتر مهدی محقق
در بهمن ۱۳۰۸ هجری شمسی در مشهد در خانوادهای روحانی به دنیا آمد و تا نه سالگی در آن شهر بود و سپس در سال ۱۳۱۷ به تهران منتقل گردید و تحصیلات خود را در سطح ابتدائی و متوسطه دنبال کرد. از سال ۱۳۲۳ شروع به تحصیلات حوزهای کرد و برای استفاده از محضر استادان بزرگ در سالهای ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ به مشهد آمد و در مدرسۀ نواب اقامت گزید و علوم حوزوی را در حوزههای علمیۀ مشهد و تهران تا مرحلۀ اجتهاد فرا گرفت و موفق به اخذ درجۀ اجتهاد از آیت اللّه کاشف الغطاء و آیتاللّه سیدمحمدتقی خوانساری گردید.
در سال ۱۳۲۷ وارد دانشگاه تهران شد و دورۀ دکتری الهیات را در سال ۱۳۳۷ به پایان رسانید و در سال ۱۳۳۸ موفق به اخذ درجۀ دکتری در زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران گردید و در سال ۱۳۳۹ پس از شرکت در آزمون دانشیاری به عضویت هیئت آموزشی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران درآمد و پیش از آن به مدت نه سال در دبیرستانهای تهران تدریس کرده بود که مدت سه سال از آن مدیر بخش کتب خطی کتابخانۀ ملی فرهنگ هم بود. در سال ۱۳۴۰ از طرف دانشگاه لندن دعوت برای تدریس در دانشکدۀ زبانهای شرقی شد و به مدت دو سال در آن دیار به سر برد. در سال ۱۳۴۵ به مقام استادی دانشگاه نائل آمد و تا سال ۱۳۶۱ که بازنشسته گردید با همان سمت در گروههای زبان و ادبیات فارسی و عربی و فلسفه و علوم اجتماعی دانشگاه اجتماعی دانشگاه تهران به تدریس درسهای مختلف پرداخت. طی سالهای۱۳۴۴-۱۳۴۷ و۱۳۵۵-۱۳۵۷ و ۱۳۶۰-۱۳۶۱در دانشگاه مکگیل کانادا به تدریس فلسفه و کلام و عرفان اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۴۷ شعبۀ مؤسسۀ مطالعات اسلامی آن دانشگاه را در تهران تأسیس کرد و نتیجۀ آن نشر متجاوز از شصت اثر نفیس در زمینههای مختلف علوم اسلامی است که با همکاری متجاوز از سی تن از استادان داخل و سی تن از استادان خارجی در دو مجموعۀ «سلسلۀ دانش ایرانی» و «تاریخ علوم در اسلام» فراهم آورد و به جامعۀ علمی تقدیم داشت.
در سال ۱۳۵۳ به عنوان رئیس انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد و با استفاده از امکانات مؤسسۀ مطالعات اسلامی ده اثر به استادان آن رشته تقدیم داشت و نیز در همین سال به عنوان عضو هیئت امنا با انجمن فلسفه همکاری کرد و در نشر آثار علمی دانشمندان شیعی ایرانی به وسیلۀ آن انجمن در این توفیق علمی سهیم گردید. پس از بازنشستگی سالی سه ماه در کانادا به مدت پنج سال تدریس کرد و پس از آن پنج سال در مؤسسۀ بینالمللی اندیشه و تمدن اسلامی مالزی به عنوان «استاد ممتاز فلسفۀ اسلامی» به تدریس و تحقیق اشتغال ورزید و نشر مجموعهای از متون و تحقیقات در زمینۀ علوم اسلامی را بنیان نهاد که تاکنون دوازده مجلد از آن به وسیلۀ آن مؤسسه در تهران و کوالالامپور در مجموعۀ «اندیشۀ اسلامی» منتشر شده است. و نیز به دعوت دانشگاه آکسفورد سالی یک ماه در آنجا به تحقیق و مطالعه دربارۀ تاریخ پزشکی اشتغال داشته و برخی از استادان را در راهنمائی رسالههای دکتری در زمینه علوم اسلامی یاری کرده است.
پس از انقلاب اسلامی به ریاست دانشکدۀ دماوند منصوب شد و پس از آن در سال ۱۳۶۱ سازمان دائرهالمعارف تشیع را پایهریزی کرد و همچنین پس از انتصاب به عضویت هیئت امنای بنیاد دائرهالمعارف اسلامی در سال۱۳۶۲مدت دو سال به عنوان مدیرعامل آن نهاد را سازمان داد و اداره کرد. بعد از بازنشستگی در دورههای فوق لیسانس و دکتری دانشگاههای مشهد و اصفهان و امام صادق(ع) و شهید مطهری و الزهراء و تربیت مدرس و تربیت معلم و دانشگاه آزاد اسلامی کرج تدریس و دانشجویان را در تحریر رسالههای فوق لیسانس و دکتری راهنمائی کرد. پیش از انقلاب به عضویت پیوستۀ پیوستۀ ان منصوب گشت و نیز با عضویت وابستۀ فرهنگستان علوم پزشکی در گروه طب اسلامی و پزشکی سنتی همکاری خود را ادامه داد. در بسیاری از مجامع بینالمللی عضویت دارد از جمله: فرهنگستان زبان عرب مصر، و فرهنگستان زبان عرب دمشق، و فرهنگستان علوم و تمدن اسلامی اردن، و فرهنگستان علمی هند، و انجمن بینالمللی تاریخ پزشکی، و انجمن بینالمللی فلسفه در قرون وسطی و در متجاوز از هفتاد مجمع بینالمللی شرکت داشته و در آن سخنرانی به زبانهای انگلیسی و عربی ایراد کرده و همچنین در متجاوزاز چهل مجمع مهم علمی داخلی نیز شرکت و مقالۀ علمی به آن مجامع تقدیم داشته است.
کتابهای او اعم از تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعۀ مقالات به پنجاه، و مقالات فارسی به عربی به یکصد و سی، و مقالات انگلیسی به متجاوز از سی و پنج بالغ میشود. این مقالات در مجلات دانشگاههای ایران و نشریات علمی کشور و همچنین در مجلات علمی کشورهای انگلستان و فرانسه و امریکا و ایتالیا و هلند و ترکیه و مصر و اردن و لبنان و سوریه و افغانستان و پاکستان و هندوستان چاپ و منتشر گشته است.
از آثار او کتاب فیلسوف ری محمد بن زکریای رازی (انتشارات انجمن آثار ملی، ۱۳۴۹) تألیف درجۀ اول و برندۀ جایزه در سال ۱۳۴۹، و کتاب مفتاح الطب با خلاصه ترجمۀ انگلیسی و فارسی (انتشارات مؤسسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه تهران ـ دانشگاه مکگیل ۱۳۶۸) برندۀ جایزۀ بهترین کتاب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۹ و کتاب مجموعۀ متون و مقالات در تاریخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ایران (انتشارات سروش ۱۳۷۴) برندۀ جایزه دوازدهمین جشنوارۀ بینالمللی خوارزمی در سال ۱۳۷۷ شده است. دریافت نشان ۱۳۷۹، برندۀ جایزۀ پیش کوتان، ۱۳۸۰، برندۀ جایزه چهرههای ماندگار.
دکتر مهدی محقق در سال جاری ۱۳۷۸ از طرف هیأت امنای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به ریاست هیأت مدیرۀ آن انجمن منصوب گشت.