تبليغاتX
احمد ابراهيمي فرد
الهی چنان کن سرانجام کار .................... تو خشنود باشی و ما رستگار
ravanshade shakibayi

 

خانه سبز سبزیش را گم کرد...خسرو شکیبایی آسمان را پیدا کرد

خسرو شكيبايي پس از سال‌ها نقش‌آفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكته‌ي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت.‌

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سال‌ها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دوره‌ي جشنواره فجر گرفت، سال‌ها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود.

خسرو شكيبايي كه خاطره‌ي بازي‌اش را در فيلم‌هاي «كاغذ بي‌خط»‏، «يك‌بار براي هميشه» و مجموعه‌هاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و‏‏ «خانه‌ي سبز» از ياد نبرده‌ايم، كم‌تر اهل گفت‌وگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانه‌اش از خبرنگاران مي‌خواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند.

او با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، 1361) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» در خاطره‌ها ماندگار شد.

شكيبايي در حدود 40 فيلم سينمايي حضور داشته است؛ فيلم‌هايي همچون: «پري»، «رابطه»، «سايه به سايه»، «درد مشترك» و «خواهران غريب» و با فيلم‌سازان شاخصي چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي و مسعود كيميايي همكاري داشت.

آخرين نقش‌آفريني اين هنرمند در فيلم تلويزيوني «پيوند» سعيد عالم‌زاده و آخرين نمايش فيلمش، «آشيانه‌اي براي زندگي» حميد طالقاني بود كه به مناسبت روز پدر از تلويزيون پخش شد.

شكيبايي متولد سال 1323 در تهران، فارغ‌التحصيل بازيگري از دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگي‌نامه‌ي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقه‌ي آماتوري و غيرحرفه‌يي (1340)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجه‌ي عدالت، گوينده‌ي فيلم در استوديو شهاب (49-1347)، فعاليت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر.

از نمايش‌هاي او هستند: پنجه‌ي عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، هنگامه‌ي شيرين وصال، بليت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صيادان، با خشم به ياد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همه‌ي پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم.

از فيلم‌ها، نمايش‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني‌اش هم به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،‌كتيبه، سمك عيار، لحظه، ‌كوچك جنگلي، مدرس، تهران 53، روزي روزگاري، ميثاق خون، خانه‌ي سبز، ميراث مشترك (گوينده گفتار متن)، سرزمين سبز، كاكتوس، در كنار هم، پهلوانان نمي‌ميرند و سرزمين سبز.

اما فيلم‌شناسي خسرو شكيبايي به اين شرح است: خط قرمز، دادشاه، صاعقه، دزد و نويسنده، رابطه، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جست‌وجو در جزيره، بانو، پرواز را به خاطر بسپار، سارا، يك بار براي هميشه، بلوف، پري، درد مشترك، لژيون، كيميا، عاشقانه، خواهران غريب، سايه به سايه، سرزمين خورشيد، رواني، زندگي، ‌ميكس، كاغذ بي‌خط، دختري به نام تندر، مزاحم، صبحانه‌اي براي دو نفر و اتوبوس شب.

shakibayi

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:47  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

shafiee kadkani

 دکتر شفیعی کدکنی- ادب دان

محمدرضا شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ در کدکن متولد شد و در سال ۱۳۴۴ از دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد فارغ‏التحصیل شد. در سال ۱۳۴۸ دوره دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران به پایان برد و از همان زمان تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را آغاز کرد. شفیعی کدکنی در حوزه‏های متفاوت ادبی کار می‏کند، در حوزه شعر، تحقیق و نقد ادبی، سبک‏شناسی شعر فارسی و عرفان ایرانی آثار بسیاری منتشر کرده است. مجموعه شعر «زمزمه‏ها» در مرداد ۱۳۴۴ در مشهد از او منتشر شد، این شعرها که در قالب غزل سروده شده، اشعار شاعران سبک هندی را به یاد می‏آورد. شبخوانی و از زبان برگ دو دفتر بعدی او بودند که اولی در همان سال 44 در مشهد و دومی در تهران به سال ۱۳۴۷ منتشر شد. اما مهمترین دفترش «در کوچه‏باغ‏های نشابور» در مرداد ۱۳۵۰ منتشر و فوراً نایاب شد. شعرهای این دفتر ورد زبان اغلب شعردوستان شد.

«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب/ که باغ‏ها همه بیدار و بارور گردند/ بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید/ به آشیانه خونین دوباره برگردند... از جمله آن شعرهاست که دیباچه این دفتر است. کدکنی تا سال۵۵ هفت دفتر شعر منتشر کرد که هیچ‏کدام به اندازه این دفتر شهرت به ارمغان نیاورد. کدکنی مجموعه این هفت دفتر را تحت عنوان «آیینه‏ای برای صداها» در سال۷۶ منتشر کرد که تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است. ناشر این مجموعه انتشارات سخن است. دکتر شفیعی کدکنی از سال ۵۵ دیگر هیچ دفتر شعر تازه‏ای منتشر نکرد تا سال ۷۶ که پنج دفتر از شعرهایش که در یک کتاب با نام «هزاره دوم آهوی کوهی» توسط همین ناشر - سخن- به بازار آمد و در سال ۷۸ به چاپ دوم نیز رسید. این دفتر هنوز جا برای نقد و بررسی دارد. در حوزه تحقیق و نقد ادبی «موسیقی شعر» و «صور خیال در شعر فارسی» از جمله آثار شاخصی است که بارها و بارها تجدید چاپ شده است و قریب به اتفاق شاعران و منتقدان این دو مجموعه را بارها زیر و رو کرده‏اند. این دو کتاب هم‏اکنون از سوی انتشارات آگاه در دست تجدید چاپ است. همین ناشر کتاب «اسرارالتوحید» اثر محمدبن منور را که دکتر شفیعی مقدمه، تصحیح و تعلیقات آن را نوشته، منتشر کرده بود.

«تاریخ نیشابور» نوشته ابوعبدالله حاکم نیشابوری با ترجمه خلیفه نیشابوری و «حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر» اثر جمال‏الدین ابوروح را هم دکتر شفیعی کدکنی مقدمه نوشت، تصحیح کرد و تعلیقاتی هم بر آن دارد. شاعر «در کوچه‏باغ‏های نشابور» ارادتی عجیب به اشعار کلاسیک و بزرگان شعر فارسی دارد و سلسله کتاب‏هایی که گزیده بهترین اشعار آنهاست، به همراه نقد و تحلیل اشعار منتشر کرده که «تازیانه‏های سلوک» نقد و بررسی چند قصیده از سنایی، «در اقلیم روشنایی» تفسیر چند غزل از حکیم سنایی، «زبور پارسی» نگاهی به زندگی و غزل‏های عطار، «شاعر آینه‏ها» بررسی سبک هندی و شعر بیدل «شاعری در هجوم منتقدان»نقد ادبی در سبک هندی، پیرامون شعر حزین لاهیجی، از جمله آثار قابل اعتنای اوست.

شفیعی کدکنی در مقدمه کتاب «هزاره دوم آهوی کوهی» وعده انتشار دفتر دیگری از شعرهایش را داد که قرار بود بزودی منتشر شود، سرنوشت این دفتر به کجا کشید؛ معلوم نیست.

Dr. Kadkani

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 22:45  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

keshavarz-bahman

 

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري با مثبت ارزيابي‌كردن بخشنامه رييس قوه قضاييه خاطر نشان كرد: برقراري ضوابط لازم‌الاتباع با بخشنامه و دستوالعمل و شيوه‌نامه ممكن است در كوتاه مدت و در امور خرد موثر باشد اما در درازمدت و مسايل كلان، مفيد فايده نيست.

بهمن كشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، در ارزيابي از بخشنامه رييس قوه قضاييه مبني بر ممنوعيت حكم اعدام در ملأعام اظهار داشت: صدور بخشنامه را كاملا مفيد و مثبت ارزيابي مي‌كنم هرچند كه زمان صدور آن قدري – يا بسيار- دير است.

وي افزود: آنچه مسلم است اعدام در ملأعام اثرات منفي و نامطلوب فراوان به جاي مي‌گذارد كه از جمله آن، اين است كه خشونت را ترويج مي‌دهد و ديدن صحنه‌هاي خشن قبح خشونت را كاهش مي‌دهد؛ هرچند كه اين خشونت ناظر به اعدام خلافكاران باشد.

كشاورز با بيان اينكه گاهي ديدن اين مناظر باعث ايجاد حس ترحم در افراد مي‌شود كه طبيعتا با فلسفه مجازات و علني‌كردن آن انطباق ندارد گفت: در برخي موارد در ذهن برخي از افراد، رفتار محكوم باعث بروز پديده قهرمان‌پنداري مي‌شود كه ايضا اين مورد نيز با فلسفه مجازات مغاير است.

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلا ادامه داد: در ذهن افراد و خردسالان و نوجوانان، ديدن منظره اعدام آثار بلند مدت منفي و مخربي به جاي مي‌گذارد كه گاه غيرقابل جبران است و اينكه برخي مي‌پندارند ديدن اين مناظر باعث تنبه ديگران خواهد شد، پنداري باطل است. وي ادامه داد: همچنان كه شدت مجازات‌ها در مورد افراد مستعد به ارتكاب جرم بازدارنده نيست، به طريق اولي ديدن اين مناظر نيز چنين خاصيتي در مورد چنان افرادي ندارد و صرفا آثار سوء آن متوجه مردم عادي مي‌شود.

كشاورز در ادامه اظهار داشت: محل اجراي حكم اعدام با توجه به آيين‌نامه مربوط به اجراي احكام اعدام، صلب، رجم، قتل و شلاق موضوعيتي ندارد يعني مجازات اعدام مي‌تواند به طور علني يا غيرعلني انجام شود و منظور از علني اين است كه محل اجرا، خارج از زندان و حضور مردم در محل آزاد است.

وي افزود: بنابراين آنچه در بخشنامه آمده گزينش يكي از دو طريق است كه چون جنبه اجرايي دارد، مي‌تواند مشكل را حل كند؛ البته در مورد رجم، ملاحظاتي وجود دارند كه با توجه به موارد نادر آن – كه اميد است اين موارد نادرهم موجود نباشد – درخور تامل است اما فعلا نيازي به بحث درمورد آن نيست.

اين حقوقدان در ادامه با اشاره به اينكه اگر قاضي به اجراي حكم اعدام در ملأعام اصرار داشته باشد و اين معنا را در راي خود تصريح كند، اين بخشنامه نمي‌تواند مانع اجراي علني باشد، افزود: كسي كه امر مقام قضايي را اجرا نكند، دچار مشكلات انتظامي و كيفري خواهد شد؛ از اين رو بهتر است – و بايد – اين ضابطه به صورت قانون درآيد.

وي ادامه داد: به‌طور كلي برقراري ضوابط لازم‌الاتباع با بخشنامه و دستورالعمل و شيوه‌نامه ممكن است در كوتاه مدت و در امور خرد موثر باشد اما در دراز مدت و مسايل كلان مفيد فايده نيست؛ از اين رو تنظيم ضوابط قانوني – با توجه به تفكيك قواي سه گانه – از هر جهت مطلب قابل توصيه‌اي است زيرا روشي كه به «بخشنامه درماني» مشهور شده است مطمئنا متضمن راه‌حل‌هاي ماندگار و درازمدت نمي‌تواند باشد.

وي خاطرنشان كرد: استقلال قاضي به عنوان يك اصل، نقطه قوت يك نظام قضايي است بنابراين از يك سو، اين استقلال را فقط با قانون بايد محدود و مضيق كرد و از ديگر سو، اقدام يك قاضي را كه در نبودن ضابطه قانوني، به دستور اداري توجه نمي‌كند، نبايد حركتي في حد نفسه، منفي و قابل انتقاد تلقي كرد، هرچند كه با موضوع اقدامش، موافق نباشيم.

كشاورز به بيان مطلبي از مرحوم استاد دكتر عبدالحسين زرين‌كوب اشاره كرد و گفت: به يادم مي آيد كه مي‌فرمود، در سال‌هاي بسيار دور همراه پدرم از ميدان اصلي بروجرد مي‌گذشتيم، ميدان بسيار شلوغ بود و دو نفر را دار زده بودند. من كه بچه بسيار كوچكي بودم از پدرم پرسيدم چه خبر است، گفت اين دو نفر كار بد كرده‌اند و حكومت، آنها را دار زده است. از آن پس هرگز نتوانستم حكومت را كه آن زمان نمي‌دانستم چيست، ببخشم.

وي با ذكر اين خاطره تاكيد كرد ‌كه اعدام در ملأعام اثرات منفي، نامطلوب و مخرب فراواني در ذهن افراد، خردسالان و نوجوانان به جاي مي‌گذارد.

Bahman Keshavarz

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:9  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

madar

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 

قدرت مندي و جديت:

به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.

 

گام به گام رو به سعادت:

مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.

 

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».

 

تعالي انديشه در مادر:

حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».

 

تجليل ويژه از مادر:

خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.

 

بلنداي مقام مادري:

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».

 

منزلت رفيع مادر:

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»

 

دعا براي والدين:

خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.

 

گاه نيازمندي:

مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. 

 

madar

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 21:1  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

دکتر ایرج گلدوزیان-حقوقدان

goldooziyan 105

- ایرج گلدوزیان، استاد دانشگاه، متولد ۱۳۱۸ مشهد

- اخذ دیپلم علوم طبیعى از دبیرستان فرخى تهران در سال ۱۳۳۷

- اخذ مدرک لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، ۱۳۴۷

- اخذ مدرک فوق لیسانس (دیپلم) حقوق خصوصى در دانشگاه پاریس ۲ (پانتئون)، ۱۳۵۲

- اخذ مدرک دکتراى دانشگاهى حقوق جزا از دانشگاه پانتئون، ۱۳۵۱

- اخذ مدرک دکتراى تخصصى علوم کیفرى از دانشگاه پانتئون، ۱۳۵۳

- اخذ مدرک دکتراى دولتى حقوق از دانشگاه پانتئون، ۱۳۵۵

- تدریس در دانشگاه ملى (شهید بهشتى) از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۰

- استادیار مجتمع آموزش عالى قم وابسته به دانشگاه تهران، ۱۳۵۸

- استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، ۱۳۵۹

- دانشیار دانشگاه تهران، ۱۳۶۸

- استاد دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ تاکنون

- مدیرکل حقوقى دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۴ به مدت ۳ سال

- معاون ادارى - مالى دانشکده حقوق دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۷۳

- عضو آکادمى بین المللى حقوق تطبیقى

- عضو انجمن هانرى کاپیتان فرانسه

- عضو مجمع نشر حقوق به زبان فرانسه

- عضو هیات علمی دانشگاه هاوایی آمریکا

goldooziyan 104

- تألیف ۲۵ مقاله علمى و کتابهاى

۱- حقوق جزاى عمومى،

۲- حقوق جزاى اختصاصى،

۳- گفتارهایى در حقوق کیفرى،

۴- حقوق کیفرى اختصاصى تطبیقى،

۵- بایسته هاى حقوق جزا و

۶- قانون مجازات اسلامى

هم اکنون چهار دهه تحصیل، تحقیق و تدریس در حوزه هاى حقوق جزا و حقوق خصوصى را در کارنامه خود دارد و در مقاله اى که چندى پیش به قلم آیت الله العظمى سیستانى مرجع شیعى ایرانى مقیم عراق در روزنامه کثیرالانتشار داخل ایران چاپ شد، این مرجع شیعى در یک مورد به کتاب « بایسته هاى حقوق جزا»ى این استاد دانشگاه تهران استناد کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 10:18  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

ebrahimi 56

نادر ابراهيمي كه چند سالي بيمار بود، دیروز پنج‌شنبه ۱۶ خرداد از دنيا رفت.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نويسنده پيشكسوت به دليل عوارض ناشي از بيماري كه طي چند سال گذشته او را رنج مي‌داد، روز پنج شنبه ۱۶ خرداد  در منزلش درگذشت.

مراسم تشييع پيكر اين هنرمند روز دوشنبه، ۲۰ خردادماه، انجام می گیرد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيكر اين نويسنده و فيلم‌ساز پيشكسوت، به گفته‌ي خانواده‌اش، ساعت ۹ صبح روز دوشنبه از مقابل خانه‌ي هنرمندان ايران تشييع مي‌شود و در قطعه‌ي هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام مي‌گيرد.

ebrahimi 123

نادر ابراهيمي متولد ۱۴ فروردين‌ماه سال ۱۳۱۵ در تهران است كه در سن ۷۲ سالگي از دنيا رفت.

از آثار اين نويسنده‌ به «خانه‌اي براي شب»، «آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخ‌ناپذير)»، «هزارپاي سياه و قصه‌هاي صحرا»، «افسانه‌ي باران»، «در سرزمين كوچك من» (منتخب آثار)، «تضادهاي دروني»، «انسان، جنايت، احتمال»، «مكان‌هاي عمومي»، «در حد توانستن» (شعرگونه)، «غزل‌داستان‌هاي سال بد»، «ابوالمشاغل» (زندگي‌نامه) و «فردا مشكل امروز نيست» و «يك عاشقانه‌ي آرام» مي‌توان اشاره كرد.

ebrahimi 127

شناخت‌نامه‌ي نادر ابراهيمي به‌قلم همسرش

فرزانه منصوري در شناخت‌نامه‌ي اين نويسنده آورده است: «نادر ابراهيمي در [چهاردهم] فروردين‌ماه سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي را در اين شهر گذراند و پس از گرفتن ديپلم ادبي از دبيرستان دارالفنون، به دانشكده‌ي حقوق وارد شد. اما اين دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشته‌ي زبان و ادبيات انگليسي به درجه‌ي ليسانس رسيد.

او از ۱۳سالگي به يك سازمان سياسي پيوست كه بارها دستگيري، بازجويي و زندان رفتن را برايش در پي داشت.

ارايه‌ي فهرست كاملي از شغل‌هاي ابراهيمي، كار دشواري است. او خود در دو كتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" ضمن شرح وقايع زندگي، به فعاليت‌هاي گوناگون خود نيز پرداخته است. ازجمله شغل‌هاي او بوده است: كمك‌كارگري تعميرگاه سيار در تركمن‌صحرا، كارگري چاپخانه، حسابداري و تحويلداري بانك، صفحه‌بندي روزنامه و مجله و كارهاي چاپ ديگر، ميرزايي يك حجره‌ي فرش در بازار، مترجمي و ويراستاري، ايران‌شناسي عملي و چاپ مقاله‌هاي ايران‌شناختي، فيلم‌سازي مستند و سينمايي، مصور كردن كتاب‌هاي كودكان، مديريت يك كتاب‌فروشي، خطاطي، نقاشي و نقاشي روي روسري و لباس، تدريس در دانشگاه‌ها و ... .

در تمام سال‌هاي پركار و بي‌كار يا وقت‌هايي كه در زندان به‌سر مي‌برد، نوشتن را ـ كه از ۱۶ سالگي آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال ۱۳۴۲ نخستين كتاب خود را با عنوان "خانه‌يي براي شب" به‌چاپ رسانيد كه داستان "دشنام" در آن با استقبالي چشم‌گير مواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقاله‌ي تحقيقي‌ و نقد، بيش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است، كه دربرگيرنده‌ي داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمايش‌نامه، فيلم‌نامه و پژوهش در زمينه‌هاي گوناگون است. ضمن آن‌كه چند اثرش به زبان‌هاي مختلف دنيا برگردانده شده است.

نادر ابراهيمي چندين فيلم مستند و سينمايي و همچنين دو مجموعه‌ي تلويزيوني را نوشته و كارگرداني كرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هايي براي آن‌ها ساخته است. او همچنين توانسته است نخستين مؤسسه‌ي غيرانتفاعي ـ غيردولتي ايران‌شناسي را تأسيس كند؛ كه هزينه و زحمت‌هاي فراواني براي سفر، تهيه‌ي فيلم و عكس و اسلايد از سراسر ايران و بايگاني كردن آن‌ها صرف كرد؛ ولي چنان‌كه بايد، شناخته و به‌كار گرفته نشد و با فرارسيدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

او فعاليت حرفه‌يي خود را در زمينه‌ي ادبيات كودكان، با تاسيس "مؤسسه‌ي همگام با كودكان و نوجوانان" ـ با همكاري همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. اين مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمينه‌ي مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعاليتش را در حيطه‌ي نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشي، عكاسي، و پژوهش درباره‌ي خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان و نيز بررسي شيوه‌هاي يادگيري آنان دنبال كرد. "همگام" عنوان "ناشر برگزيده‌ي آسيا" و "ناشر برگزيده‌ي نخست جهان" را از جشنواره‌هاي آسيايي و جهاني تصويرگري كتاب كودك دريافت كرد.

ابراهيمي در زمينه‌ي ادبيات كودكان، جايزه‌ي نخست براتيسلاوا، جايزه‌ي نخست تعليم و تربيت يونسكو، جايزه‌ي كتاب برگزيده‌ي سال ايران و چندين جايزه‌ي ديگر را هم دريافت كرده است. او همچنين عنوان "نويسنده‌ي برگزيده‌ي ادبيات داستاني ۲۰ سال بعد از انقلاب" را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدي "آتش بدون دود" به‌دست آورده است.

نادر ابراهيمي در زندگي پرفرازونشيب خود، جايگاه خاصي براي ورزش نگه داشته است. او رشته‌هاي مختلف ورزشي را تجربه كرده، يكي از قديمي‌ترين گروه‌هاي كوهنوردي را به‌نام "ابرمرد" بنيان نهاده و در توسعه‌ي كوهنوردي و اخلاق كوهنوردي، تاثيرگذار بوده است.

ebrahimi 124

ــ‌ فهرست آثار نادر ابراهيمي براي بزرگسالان:

خانه‌يي براي شب، آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخ‌ناپذير)، مصابا و رؤياهاي گاجرات، بار ديگر شهري كه دوست مي‌داشتم، هزارپاي سياه و قصه‌هاي صحرا، افسانه‌ي باران، در سرزمين كوچك من ‌(منتخب آثار)، تضادهاي دروني، انسان - جنايت - احتمال، مكان‌هاي عمومي، رونوشت بدون اصل، در حد توانستن (شعرگونه)، غزل‌داستان‌هاي سال بد، ابن مشغله (زندگي‌نامه، جلد اول)، ابوالمشاغل (زندگي‌نامه، جلد دوم)، فردا مشكل امروز نيست، لوازم نويسندگي (از مجموعه‌ي ساختار و مباني ادبيات داستاني)، مقدمه‌يي بر فارسي‌نويسي براي كودكان، مقدمه‌يي بر مصورسازي كتاب‌هاي كودك، مقدمه‌يي بر مراحل خلق و توليد ادبيات كودك، مقدمه‌يي بر آرايش و پيرايش كتاب‌هاي كودكان، دور ايران در شش ساعت، چهل ‌نامه‌ي كوتاه به همسرم، آتش بدون دود (داستان بلند هفت‌جلدي؛ دريافت جايزه به‌عنوان برگزيده‌ي ۲۰ سال پس از انقلاب)، با سرودخوان جنگ - در خطه‌ي نام و ننگ، يك صعود باورنكردني، تكثير تأسف‌انگيز پدربزرگ، مردي در تبعيد ابدي (بر اساس زندگي ملاصدرا)، حكايت آن اژدها، بر جاده‌هاي آبي سرخ (داستان بلند ۱۰ جلدي، بر اساس زندگي ميرمهناي دوغابي)، صوفيانه‌ها و عارفانه‌ها (بخشي از تاريخ تحليلي پنج‌هزار سال ادبيات داستاني ايران)، يك عاشقانه‌ي آرام، سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد (داستان بلند سه‌جلدي، بر اساس زندگي امام خميني (ره)، عارف، فيلسوف، سياستمدار و رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران)، براعت استهلال (از مجموعه‌ي ساختار و مباني ادبيات داستاني)، طراحي حيوانات (طرح‌هاي كوثر احمدي، با گفتاري تحليلي در باب مفاهيم و تعاريف طرح در هنرها)، الف‌با (تحليل فلسفي ۵۰ طرح از علي‌اكبر صادقي‌، نقاش)، مويه كن سرزمين محبوب (ترجمه با همكاري فريدون سالك) و پيش‌گفتار كوچه‌هاي كوتاه (مجموعه‌ي قصه‌هاي كوتاه گروهي از شاگردان نادر ابراهيمي ـ دانش‌پژوهان نخستين دوره‌ي آموزشي ساختار و مباني ادبيات داستاني، با پيش‌گفتاري از نادر ابراهيمي).

نمايش‌نامه‌ها:

اجازه هست آقاي برشت؟، وسعت معناي انتظار (سه قصه‌ي نمايشي)، يك قصه‌ي معمولي و قديمي در باب جنايت.

فيلم‌نامه‌ها:

صداي صحرا، آخرين عادل غرب.

ــ‌ فهرست آثار نادر ابراهيمي براي كودكان و نوجوانان:

كلاغ‌ها (جايزه‌ي اول فستيوال كتاب‌هاي كودكان توكيوي ژاپن، جايزه‌ي اول - سيب طلايي - براتيسلاوا، جايزه‌ي اول تعليم و تربيت از يونسكو)، سنجاب‌ها، دور از خانه (كتاب برگزيده‌ي شوراي كتاب كودك)، قصه‌ي گل‌هاي قالي، پهلوان پهلوانان؛ پورياي ولي (جايزه‌ي بزرگ جشنواره‌ي كتاب كودك كنكور نوما، ژاپن)، باران - آفتاب و قصه‌ي كاشي، بزي كه گم شد، من راه خانه‌ام را گم كرده‌ام، سفرهاي دورودراز هامي و كامي در وطن، پدر چرا توي خانه مانده است (از مجموعه‌ي قصه‌هاي انقلاب براي كودكان)، جاي او خالي (همان)، نيروي هوايي (همان)، سحرگاهان همافرها اعدام مي‌شوند (همان)، برادرت را صدا كن (همان)، برادر من مجاهد (همان)، برادر من فدايي (همان)، جنگ بزرگ از مدرسه‌ي اميريان (همان)، نامه‌ي فاطمه (همان)‌، پاسخ‌ نامه‌ي فاطمه (همان)، مامان! من چرا بزرگ نمي‌شوم (از مجموعه‌ي قصه‌هاي ريحانه خانم)، روزي كه فريادم را همسايه‌ها شنيدند (همان)، آدم وقتي حرف مي‌زند چه شكلي مي‌شود (همان)، درخت قصه ـ قمري‌هاي قصه (جايزه‌ي كتاب برگزيده ازسوي هيأت داوران بزرگ‌سال كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، جايزه‌ي كتاب برگزيده ازسوي هيأت داوران خردسال، ترجمه‌شده به زبان روسي در تركمنستان)، عبدالرزاق پهلوان، آن‌كه خيال بافت و آن‌كه عمل كرد، حكايت كاسه‌ي آب خنك (از مجموعه‌ي نوسازي حكايت‌هاي خوب قديم براي كودكان) حكايت دو درخت خرما (همان)، آن شب كه تا سحر (همان)، قلب كوچكم را به چه كسي هديه بدهم؟ (ديپلم افتخار نخستين نمايشگاه تصويرگران كتاب كودك)، مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد (از مجموعه‌ي ايران را عزيز بداريم)، داستان سنگ و فلز و‌ آهن (همان)، با من آشنا شد (همان)، با من دوست شو (همان)، هستم اگر مي‌روم؛ گر نروم نيستم (همان)، راستي اگر نبودم (همان)، كمياب و قيمتي اما ... (همان)، مدرسه‌ي بزرگ‌تري هم وجود دارد (همان)، گل‌آباد ديروز؛ گل‌آباد امروز (همان)، گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا (همان)، فرهنگ فرآورده‌هاي فلزي ايران (همان)، هفت آموزگار مهربان (همان)، ما مسلمانان اين آب و خاكيم، قصه‌ي سار و سيب، قصه‌ي موش خودنما و شتر باصفا، با من بخوان تا ياد بگيري، حالا ديگر مي‌خواهم فكر كنم، قصه‌ي قاليچه‌هاي شيري، همه‌ي گربه‌هاي من (۱ و۲)، ديدار با آرزو، از پنجره نگاه كن (ترجمه با همكاري احمد منصوري)، دوست؛ كسي است كه آدم را دوست دارد (همان)، آدم آهني (همان).

ــ فعاليت‌هاي سينمايي نادر ابراهيمي:

نويسندگي و كارگرداني فيلم سنمايي صداي صحرا، تهيه‌شده در سينماتئاتر ركس، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند علم‌كوه و تخت سليمان، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند گل‌هاي وحشي ايران؛ قسمت اول: آذربايجان ـ گل‌هاي خردادي ـ تهيه‌شده در تلويزيون، نويسندگي و كارگرداني فيلم داستاني پدر در كوهستان (يا: ما از راه ديگري مي‌رويم) ـ تهيه‌شده در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، نويسندگي و كارگرداني مجموعه‌ي تلويزيوني 36ساعته‌ي آتش بدون دود، تهيه‌شده در تلويزيون، نويسندگي و كارگرداني ۵۰ ساعت از مجموعه‌ي تربيتي آموزشي سفرهاي دور و دراز هامي و كامي در وطن ـ تهيه‌شده در تلويزيون، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و كارگرداني و تحليل فيلم در دفتر تبليغات اسلامي حوزه‌ي علميه‌ي قم، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و اصول كارگرداني و تحليل فيلم در دفتر فيلم‌سازي سپاه پاسداران، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و اصول داستان‌نويسي در دانشكده‌ي صداوسيما، تدريس اصول داستان‌نويسي و تحليل فيلم در دانشگاه هنر، نويسندگي و مشاورت كارگرداني مجموعه‌ي كوتاه تلويزيوني هفته‌ي دولت، نويسندگي و مشاوره‌ي كارگرداني و تدوين مجموعه‌ي۱۳ قسمتي جمعه‌ي خونين مكه، نويسندگي و كارگرداني و تدوين فيلم ۶۱ دقيقه‌يي شركت نفت در سخت‌ترين سال‌ها، نويسندگي و كارگرداني و تدوين يك مجموعه‌ي تلويزيوني به‌نام اسناد كهنه، تاريخ نو، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند ”صحراي دوگانه”، گفتار متن فيلم‌هاي مستند ”ارگ بم”، ”گلاب قمصر”، پ مثل پليكان، بخشي از مغول‌ها، ‌تپه‌هاي قيطريه، آن‌كه خيال بافت و آن‌كه عمل كرد و كايت، نويسندگي و كارگرداني فيلم سينمايي روزي كه هوا ايستاد، نويسندگي فيلم‌نامه‌ي فيلم سينمايي دست شيطان، و دو فيلم‌نامه‌ي چاپ‌شده: صداي صحرا و آخرين عادل غرب.

ــ سرود‌هاي نادر ابراهيمي:

اي وطن (شعر و آهنگ) در مجموعه‌ي تلويزيوني سفرهاي دور و دراز هامي و كامي، سفر براي وطن (شعر و آهنگ)، در مجموعه‌ي تلويزيوني سفرهاي دور و دراز هامي و كامي، هجرت (شعر) در نمايش‌نامه‌ي سنجاب‌ها ـ اثر نويسنده، و دنبال دل (شعر و آهنگ) در نمايش‌نامه‌ي سنجاب‌ها ـ اثر نويسنده.»

ebrahimi 126

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:54  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

Dehkhoda

زندگی نامه

علی اکبر دهخدا در سال ۱۲۹۷ هجری قمری (۱۲۵۸ شمسی) در تهران به دنیا آمد. پدر دهخدا، خان باباخان اهل قزوین بود و پیش از تولد وی به تهران آمده و در این شهر ساکن شده بود.

علی اکبر ده ساله بود که پدرش وفات کرد و دهخدا با سرپرستی مادر به تحصیل خود ادامه داد.

یکی از فضلای آن عصر به نام شیخ غلامحسین بروجردی تعلیم دهخدا را عهده دار بود.

دهخدا غالباً می گفته که هر چه دارد، بر اثر تعلیم آن بزرگ مرد است.

بعدها که مدرسه سیاسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آنجا به تحصیل پرداخت. به علت همسایگی با مرحوم حاج شیخ هادی نجم آبادی، دهخدا با وجود کمی سن از محضر آن مرد استفاده می کرد و در همان زمان به فرا گرفتن زبان فرانسوی پرداخت و سپس به اروپا رفت و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جدید را تکمیل کرد.

بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز مشروطیت بود و در آن هنگام وی در انتشار روزنامه
صوراسرافیل که از جراید معروف مشروطیت بود با میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل و میرزا قاسم تبریزی به همکاری پرداخت.

پس از تعطیل مجلس در دوره
محمدعلی شاه، دهخدا با جمعی از آزادی خواهان به اروپا رفت.

در سویس سه شماره از روزنامه صوراسرافیل را منتشر کرد و سپس به استانبول رفت و در آنجا نیز در انتشار روزنامه "سروش" با آزادی خواهان همکاری کرد.

پس از خلع محمدعلی شاه، دهخدا از طرف مردم تهران و کرمان به نمایندگی مجلس برگزیده شد و به درخواست آزادی خواهان به مجلس رفت.

در دوران جنگ جهانی اول دهخدا در یکی از روستاهای چهارمحال بختیاری منزوی بود و پس از جنگ به تهران آمد و از کارهای سیاسی کناره گرفت و به خدمات علمی و فرهنگی مشغول شد و سرانجام در هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ هجری شمسی در تهران وفات کرد و در قبرستان
ابن بابویه به خاک سپرده شد.

 dehkhoda

آثار دهخدا

۱-امثال و حکم که در چهار جلد شامل امثال فارسی است و در کنار آنها اصلاحات و کنایات و موضوعات فراوانی را نیز نقل کرده است.

۲- ترجمه عظمت و انحطاط رومیان تألیف منتسکیو که تاکنون به چاپ نرسیده است.

۳- ترجمه روح القوانین اثر منتسکیو که چاپ نشده است.

۴- فرهنگ فرانسه به فارسی که شامل لغات علمی، تاریخی، ادبی، جغرافیایی و طبی است و مرحوم دهخدا معادلهای دقیق آنها را به دست داده است و این کتاب نیز تاکنون به طبع نرسیده است.

۵- شرح حال
ابوریحان بیرونی که همزمان با سالگرد تولد بیرونی تالیف شده و به چاپ رسیده است.

۶- حاشیه بر دیوان
ناصر خسرو که دهخدا در تصحیح اشعار و توضیح بعضی نکات مطالبی بر این دیوان افزوده است.

۷- تصحیحاتی در دیوان سید حسن غزنوی که چاپ شده است.

۸- تصحیحاتی بر دیوانهای حافظ، منوچهری، فرخی، مسعود سعد، سوزنی دارد.

۹- چرند و پرند که مجموعه مقالات انتقادی دهخداست و در صوراسرافیل چاپ شده است.

۱۰- دیوان اشعار که حاوی اشعار گوناگون دهخدا است.

۱۱-
لغت نامه که مفصل ترین کتاب لغت در زبان فارسی است و علاوه بر آن اعلام نیز با شرح و تفصیل در این کتاب آمده است.

دهخدا برای تالیف این کتاب نزدیک چهل سال وقت صرف کرده و نزدیک صد نفر با وی همکاری داشته اند.



سبک دهخدا

دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد، او باهوشترین و دقیق ترین طنزنویس این عهد است.

او با نثر ویژه ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل به کار برد نمونه ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. دهخدا هر حادثه ای را دستاویز قرار می داد تا به استبداد بتازد.

نکته مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده پا است. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمی کرد. او به بطالت و تنبلی و بی شعوری می تاخت. مقالات طنزآمیز او با امضای "دخو" انتشار یافت.

dehkhoda-tandis

اشعار دهخدا

اشعار دهخدا را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

نخست اشعاری که به سبک متقدمان سروده، بعضی از این سروده ها دارای چنان استحکامی است که تشخیص آنها از گفته های پیشینیان دشوار است.

دوم اشعاری که در آنها تجدد ادبی به کار رفته است.
مسمط "یاد آر ز شمع مرده یار آر" از بهترین اشعار جدید فارسی به شمار می آید.

سوم اشعار فکاهی او که به زبان عامیانه سروده شده است.

دهخدا جزو معدود شاعران دوره مشروطیت است که جهان بینی و جهان نگری روشنی دارد. هرگز دچار احساسات نمی شود و شعار نمی دهد.

دهخدا اشعارش را در قالبهای معهود
مثنوی، غزل، مسمط، قطعه، دوبیتی و رباعی سروده است.

مضامین اشعار او: وطن پرستی، دادخواهی، رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و دورویی است.

یکی از ویژگیهای شعر دهخدا طنز تلخ و گزنده اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می شود.

نمونه ای از شعر دهخدا

این شعر را دهخدا در سوگ جهانگیرخان صوراسرافیل سروده است:

یاد آر ز شمع مرده یار آر
ای مرغ سحر، چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحه روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار
محبوبه نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار
و اهریمن زشتخو حصاری

یاد آر ز شمع مرده یار آر
ای مونس یوسف، اندر این بند
تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شکر خند
محسود عدو به کام اصحاب
رفتی بر یار و خویش و پیوند
آزاد تر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند
در آرزوی وصال احباب

اختر به سحر شمرده یاد آر
چون باغ شود دوباره خرم
ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم
آفاق نگارخانه ی چین
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
تو داده ز کف قرار و تمکین
زان نوگل پیش رس که در غم
ناداده به نار شوق تسکین

از سردی دی، فسرده یاد آر

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 21:57  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

 

دکتر اسماعیل حاکمی والا
سال و محل تولد : ۱۳۱۵ آبادان
رشته تخصصی : زبان وادبیات فارسی

Dr. Hakemi


فعاليت ها :
- گذراندن دوران تحصيل تا اخذ دیپلم در بوشهر، آبادان و شیراز و اخذ دیپلم ادبی در سال ۱۳۳۴
- ورود به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و اخذ لیسانس زبان و ادبیات فارسی در سال ۱۳۳۷- ورود به آموزش و پرورش و تدریس ادبیات در مدارس در سال ۱۳۳۷
- تحصیل همزمان دروس حوزوی مانند صرف و نحو، ادبیات عرب، سیوطی، مغنی الغیب، شرایع و تفاسیر قرآن در مدرسه عالی شهید مطهری
- دریافت دکترای زبان وادبیات فارسی تحت عنوان سماع در تصوف با راهنمایی استاد سعید نفیسی در سال ۱۳۴۳
- عضویت در هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۷ و ارتقاء به مقام دانشیاری و استادی و استادی ممتاز دانشگاه تهران در سالهای ۱۳۵۲، ۱۳۷۴،۱۳۶۸
- مدیریت گروه ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و سایر مسئولیت های علمی و اجرایی
- عضویت در مجامع علمی و شرکت در همایش های بزرگ بین المللی

- وی همچنین در سال ۱۳۸۴ به عنوان چهره ماندگار ادبیات مورد تجلیل قرار گرفت.
- آثار :
- ترجمه و تصحیح فرج بعد از شدت
- شکوفه (مجموعه اشعار)
- سماع در تصوف
- گزیده ای از نثرهای مصنوع و مزین
- طیران آدمیت
- تصحیح رساله الانوار
- متون تاریخی
- برگزیده اشعار رودکی و منوچهری
- نگارش کتب درسی برای دبیرستانها و دانشگاهها
- نگارش مقالات علمی فراوان

hakemi

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 19:56  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

Dr. Hamidian

سعید حمیدیان فرزند عباس در سال ۱۳۲۴ در تهران در خانواده ای تقریبا تنگ دست متولد شد.

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان و دبیرستانهای جلوه- دارالفنون و بوعلی سینا گذراند. تحصیلات تکمیلی در دوره های کارشناسی- کارشناسی ارشد و دکتری را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران سپری نمود. دکتر حمیدیان در سال ۱۳۵۸ از پایان نامه دکتری خود تحت عنوان : " تصحیح و تحشیه و تعلیق فرهنگ جعفری " تالیف محمد مقیم تویسرکانی از سده یازدهم هجری دفاع نمود.

وی تا سال ۱۳۵۳ در شهرداری پایتخت به مدت ۵/۳ سال به خدمت پرداخت. در فرهنگستان زبان ایران به مدت ۶ ماه و بعد هم از ابتدای سال ۱۳۵۴ در فرهنگستان ادب و هنر ایران به عنوان پژوهشگر مشغول شد.

hamidian

دكتر حمیدیان از سال۱۳۵۳به صورت حق التدریس و از سال ۱۳۵۷ تاكنون به صورت رسمی قطعی به ترتیب در دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه علامه طباطبایی به تدریس پرداخته است و هم اكنون نیز با درجه استادی، عضو هیات علمی دانشكده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. وی همچنین در دانشگاههای دیگری از جمله دانشگاه آزاد تهران، اراك، ایذه، پیام نور و ... نیز تدریس كرده است.
دكتر حمیدیان به تدریس در خارج از كشور، شركت در كنگره ها و سمینارهای داخلی و خارجی و تالیف كتب و مقالات نیز پرداخته است.
آثار دكتر سعید حمیدیان:
الف. تالیف و تصحیح:
۱. آرمانشهر زیبایی- گفتارهایی در شیوه بیان نظامی-، قطره.
۲. درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، مركز.
۳. داستان دگردیسی- روند دگرگونی های شعر نیما-، نیلوفر.
۴. تصحیح فرهنگ جعفری، تالیف محمد مقیم تویسركانی، مركز نشر دانشگاهی.
۵. شاه نامه فردوسی (طبع مسكو)، {ویراستار تصحیح}، قطره.
۶. تصحیح دیوان امیر شاهی سبزواری، ابن سینا.
۷. تصحیح خمسه نظامی گنجه ای،{ویراستار تصحیح}
ب. ترجمه:
۱. ایوانف، آنتون چخوف، پیام.
۲. تاریخ، ویرگوردون چایلد، امیركبیر.
۳. دنیای قشنگ نو، آلدوس هاكسلی، نیلوفر.
۴. آدمهای ماشینی (به همراه كامران فانی)، نوشته كارل چاپك، پیام.
۵. سه خواهر (به همراه كامران فانی)، نوشته آنتون چخوف، اندیشه.
۶. خطابه پوشكین (به همراه كامران فانی)، نوشته فئودور داستایوسكی، ناقوس.
۷. لنتس و ویتسك (به همراه كامران فانی)، نوشته كارل گئورگ بوخنر، پیام.
۸. تكامل (برای نوجوانان)، نوشته ایروینگ و روث آدلر، امیركبیر.
۹. اصول نقد ادبی، نوشته آی. آی. ریچاردز، مركز انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
 
از دكتر سعید حمیدیان مقالات بسیاری نیز در زمینه ادبیات فارسی، در مجلات مختلف به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:24  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  | 

شعر دستور زبان عشق از روانشاد قیصر امین پور

 

aminpour

دست عشق از دامن دل دور باد!

می توان آیا به دل دستور داد؟ 

 

می توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی ازساحل مباد؟

 

موج را آیا توان فرمود:  ایست!

باد را فرمود : باید ایستاد؟

 

آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

 

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:30  توسط احمد ابراهيمي فرد شربیانی  |